تبلیغات
چرت نوشته های فازی - مطالب ابر دین

من نمیخواهم به چیزی(!) ایمان بیاورم! من میخواهم بدانم!

1393/06/6 15:31

نویسنده : فائزه عطائی

من دین نمیخواهم و راستش را بخواهید به این دکّان و دم و دستگاه آخوندی که روی اعتقادات و باورهای مردمی ساده لوح بنا شده هیچ اعتقادی ندارم!
من دینی را نمیخواهم که به قول خودش پیام آور صلح و آرامش است ولی به نام دین انسان های بیگناه را که از نظر آنها مشتی "کافر" اند قتل عام کنند!
من دینی را نمیپذیرم که به خاطر بیرون آمدن چند تار مویم مرا تا ابد در جهنم حلق آویز کنند و از تصور این مجازات ک خدای بی رحم برایم در نظر میگیرد مو به تنم راست شود!
اصلا من بهشتی را هم که با واسطه و شفاعت امامان و بخصوص امام حسین که شب عاشورا برای مظلومیتش گریه کردم که او روز قیامت پارتی من شود نمیخواهم! پس تکلیف سایر مذاهب و ادیان که 14 معصوم ندارند چه میشود؟! لابد خون شیعیان رنگین تر است دیگر!

حالم از اعتقادات و خرافاتی که از کودکی در مغزم فرو کرده اند بهم میخورد! درواقع اغلب این اعتقادات مضمون علمی و بهداشتی دارند ولی به علت ناآگاهی مردم در زمان های گذشته به آن برچسب دین و مذهب زدند و تا میتوانستند به ان شاخ و برگ دادند تا به گوش ما رسیده!
مثلا یکی از این باور ها جن(!) است که حاظرم شرط ببندم هیچکدام از شما تابحال به چشم خود ندیده اید و فقط داستان هایی راجع به آن ها از زبان بقیه شنیده اید که با آب و تاب برای شما تعریف کرده اند و معلوم نیست چند دهن چرخیده و یک کلاغ چهل کلاغ شده اند! این اجنه ی گرامی که بر پیامبران و معصومین ظاهر میشده و به آنها کمک میکردند و با یک بسم الله ناپدید میشوند اصولا حق ندارند به چشم انسان های معمولی بیایند!
داستان این بسم الله گفتن برمیگردد به زمان های گذشته که مردم آن زمان تفاله چایی و آبی که میخوردند را به دلیل عدم وجود روشویی مناسب از پنجره به بیرون پرت میکردند و برای اینکه رهگذر کوچه حواسش جمع شود و آب رویش نریزد با صدای بلند "بسم الله" میگفتند! 
همچنین مردمان گذشته با شنیدن صدای اواز و دهل یا عزاداری فوری آن را به اجنه ی بیچاره نسبت میدادند! واقعیت آنست که ان زمان اتوموبیل و از این قبیل وسایل پر سرو صدا وجود نداشت و شب ها در روستاها و دهات سکوت مطلق حاکم بود و از آنجایی که مردم در وسط بیابان زندگی میکردند، صدای جشن عروسی یا عزاداری سایر روستاها و دهات به صورت اکو شنیده میشد!

ازین مثال ها بسیار است،اعتقاداتی که به خورد ما داده اند که هنوز هم نمیتوانیم از آن ها دست بکشیم و من خودم تا قبل از اینکه در مورد اجنه ی موهوم و خیالی تحقیق کنم به قدری از آن ها می ترسیدم که شب ها خواب به چشمم نمی آمد 

موضوع دیگری که خیلی برای من جالب است درباره ی مجالس عزاداری و روضه خوانی است که اگر یکبار پای این مجالس بنشینید و به حرف ها و قصه هایی که بعضی آخوند ها و روضه خوان ها برای در آوردن اشک مردم  تعریف میکنند خوب گوش کنید گرده تان کنده میشود 
صرف نظر از اصطلاحاتی مثل "قوربون دستای بریده ات بشم ابالفضل!" ، "مریض داراش گوش کنن" و ... که به کار میبرند و احساسات مردم ساده دل را تحریک میکنند، داستان ها و صحنه هارا آن چنان با آب و تاب و دقیق و موشکافانه میگویند (مثلا از صحنه ی سر بریدن امام حسین) که گویی خودشان در آنجا حضور داشته و همه چیز را با چشم خود دیده اند!
خیلی جالب است که هنوز تاریخ تولد دقیق و قبر حضرت فاطمه مشخص نیست اما تا دلتان بخواهد داستان و قصه درباره ی شکنجه کردن ایشان و ... شنیده ام! 

موضوع بعدی غسل و وضو که به عقیده من فقط مختص همان زمان های گذشته است که به دلیل عدم رعایت بهداشت و نبود لوله کشی آب و ... مردم سالی یک بار هم به زور حمام میرفتند پس واجب بوده که بعد از عادت ماهیانه و یا نزدیکی غسل کنند و یا غسل مستحب هر جمعه که بیشتر برای رعایت بهداشت آن موقع بوده و نه امروزه که کمتر خانه ای پیدا میشود که لوله کشی آب نداشته باشد و دوش گرفتن روزانه که رایج و معمول است را انجام ندهد!
اما برخی آخوندها به ما میگویند که اگر غسل و وضو را به ترتیب و آدابی که گفته شده انجام ندهیم عمل گناه و حرامی را انجام داده ایم و مستحق جهنم و عذاب و این داستان ها هستیم!

چه لزومی دارد برای ارتباط و صحبت با خدای خود خم و راست شویم و هزار جور دعا و کلمه ی عربی که هیچ چیز ازشان نمیفهمیم را با لحن غلیظ بخوانیم تا خدا صدای مارا بشنود و نگاهی به ما بیاندازد؟!  و در صورت انجام ندادن این عمل و به اصطلاح بی نماز(!) بودن همه ی اعمال خوب ما باطل خواهد شد و از قبر ما شعله های آتش زبانه خواهد کشید و نکیر منکر علل حساب قبر مارا آتش میزنند تا بعدا حسابمان در جهنم رسیده شود :v

در جامعه ی ما آخوندهایی وجود دارند که پس از مرگ انسان های بی نماز به درخواست خانواده ان ها و از ترس جهنمی شدن و سوختن آن فرد برای این اشخاص در ازای دریافت مقدار قابل توجهی پول نماز میخوانند و روزه میگیرند و در واقع خانواده ی بی نماز از دست رفته برای عزیز خود نماز و روزه میخرند!

چه بیچاره اند قشر فقیر و بی پول! در طول زندگی دائما مجبورند کار کنند و زحمت بکشند و اگر وقت نکنند که این اعمال دینی را انجام دهند به دلیل اینکه پول ندارند نماز و روزه بخرند به جهنم خواهند رفت .... 

چه میشد که اگر نماز و روزه واجب و ترک آن ها حرام نمیشد؟! آن وقت کار و کاسبی برخی آخوندها واقعا کسات میشد !

- حاج آقا یه استخاره واسه من میگیری؟
-با تسبیح بگیرم یا قرآن؟
-با قران
-وضو ندارم که به قرآن دست بزنم، با تسبیح میگیرم!

از آنجایی که قرآن در آیاتش یکی در میان یا از عذاب ترسانیده (بد) و یا مژده ی بهشت داده (خوب) برای استخاره گرفتن خیلی مناسب است!
چه فاجعه ها که با همین استخاره و انجام عملی که نباید انجام میشده رخ نداده و چه ازدواج ها که بدون تحقیق و بررسی و فقط به اکتفا به استخاره جلوی انها گرفته نشده و زندگی آن دو نفر را تباه نکرده است!

حرف برای گفتن بسیار است!

واقعا چهره ی این دین افراطی و تحریف شده انقدر زشت نیست که بسیاری را از آن فراری دهد و ساده دلان را به کارهای عجیب و غریب و اعتقادات خرافی وا دارد؟!

من تنها به یک دین اعتقاد دارم و آن "عقل" من است که هیچ جوره نمیتواند با این قضایا کنار بیاید!

پ.ن1: این متن رو به زبون رسمی نوشتم چون این چیزا رو واقعا نمیشه به زبون خودمونی توضیح و بسط داد!
پ.ن2: جاهایی که کلمه اخوند رو آوردم قبلش قید "برخی" رو اوردم که سو تفاهم نشه! چون همه ی آخوند ها و روحانی ها اینجوری نیستن!
پ.ن3: امیدوارم بهترین برداشت رو ازین متنی که نوشتم بکنید چون براش خیلی وقت گذاشتم و چیزی نیست که بدون تحقیق و بررسی از هوا نوشته باشم ... 
پ.ن4: فیلترینگ این مطلب واقعا احمقانه و جاهلانه اس امیدوارم شاهدش نباشم 



دیدگاه ها : () 




برچسب ها: دین ، افراط در دین ،