با تمام وجود !

1393/04/21 17:13

نویسنده : فائزه عطائی


هیچوقت نفهمیدم با تمام وجود یعنی چی …

خیلی وقتا خواستم با تمام وجود یه کاری کنم

یه هدفی رو در پیش بگیرم تا بهش برسم

یه کاری کنم که با تمام وجود باشه

اما این بار با تمام وجود کم آوردم …

نه هدفی

نه انگیزه ای

نه نقطه ی روشنی

و نه ….

با تمام وجود به تمامیت نزدیکم


پ.ن: از خودم نیست اما حرف دلمه

پ.ن2: چقد سخته بی انگیزگی ...دارم حسش میکنم 




دیدگاه ها : () 




برچسب ها: بی انگیزه ، پوچی ، بی هدف ،




یه احمق فصلی
1393/05/3 03:50
زندگی مجموعه ی لحظه هاست.هر لحظه یه ارزشه داره. و ممكنه هر لحظه یه انقلاب باشه. مغز ما یه توپوگرافی از انقلاب لحظه ها ذخیره میكنه نه یه عكس از اونا. یه انقلاب درست كن تا حتی سألها بعدم بتونی بخاطرش بیاری. انقلاب لحظه ها. اند تیك دِ فاكینگ لایف ایزی ؛)
پاسخ فائزه عطائی : چَشم
با تمام وجود...
1393/04/23 23:47
هه!
ولی من با تمام وجود میدونم با تمام وجود یعنی چی!
با تموم وجود یعنی عملا وجود نداشتن و در واقع بودن!
یعنی به حد مرگ خواستن یه نفر...
یعنی گاهی با تمام وجود غمگین بودن از ناراحتیش و گاهی هم خوشحالی از شادیش!
یعنی کلی برنامه واسه آینده و کنکور و دانشگاه و ... که همش بدون حضور اون فرد بی معنیه!
یعنی در روز هزار بار گوش کردن آهنگ مورد علاقش!
یعنی هرروز دزدکی از احوالش با خبر شدن!
یعنی درک کردن دلیل رفتار اون فرد و دقیقا به همین دلیل تلاش برای راحت بودنش با نبودنت!
یعنی خیلی یعنی های دیگه
خیلی یعنی ها که تو حرف جا نمیشه
خیلی مبهم حرف زدم نه؟
شرایطم خیلی مبهمه!
به قول شاهین: کاشکی آخر این سوز بهاری باشد...!
پاسخ فائزه عطائی : من همه ی این با تمام وجود های شما رو با تمام وجودم درک کردم

کاشکی ...!